قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
5029
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سنهء هشتصد و ده « 1 » از هجرت [ موافق سال هشتصدم « 2 » از رحلت خير البشر ] « 3 » صاحب تخت ايران اميرزاده شاهرخ بهادر خان در اوايل اين سال عازم بلخ شد و تا اندخود آمده آنجا معلوم شد كه پير على تاز گريزان شده . ميرزا سيدى احمد و جمعى كثير از امرا به تعاقب او روان شدند و به او رسيدند و تمام اسباب و اموال او را بهدست آوردند و او با اندك مردم گريخته جان به كنارى بيرون برد و هركس از مردم پير على تاز كه به ملازمت آن حضرت آمده [ بودند ] نوازش يافت [ ند ] . و آن حضرت به بلخ آمده امرا [ يى ] كه تعاقب پير على تاز نموده بودند ، مظفر و منصور به اردو مراجعت كردند . و حاكم سالى سراى ، خواجه على و سلطان محمود ، پسر كيخسرو چندانى پيشكشها به درگاه فرستاد . و امير قباسرين را آن حضرت به درگاه فرستاد و با تحف بسيار از شنقار « 4 » و غير ذلك مراجعت نمود [ 541 ب ] و امراى ميرزا خليل به ترمذ آمدند و از اين طرف نيز به آنجا رفته سخن صلح گفته شد . و خبر پير على تاز در النگباز مسموع شد . امير مضراب و جمعى ديگر « 5 » به طرف او روان شدند و قلعهء هندوان [ بلخ ] را كه سى و سه سال بود كه ويران بود ، به حكم آن حضرت به حال عمارت بازآوردند و ايالت ولايت بلخ به ميرزا قيدو « 6 » - كه فرزند ميرزا پير محمد بود - مرحمت شد و امير شمس الدين اوچقرا و امير توكل برلاس در ملازمت ميرزا قيدو تعيين
--> ( 1 ) . ق : هشتصد و نه . ( 2 ) . ق : هفتصد و نود و نه . ( 3 ) . م ، ش : بياض . ( 4 ) . ق : سنقار . شنقار يا شانقار پرندهاى است شكارى مثل باز . ( 5 ) . زبدة التواريخ ( ج 1 ، ص 191 ) : « امير مضراب و امير توكل برلاس و امير شيخ لقمان برلاس و امير على بيگ بكاول . » ( 6 ) . نسخ : ميرزا قندوز . تصحيح از روضة الصفا و زبدة التواريخ .